اعتراف خفن

سلام

من هم با اينكه فكر مي كنم يه كم دير شده باشه ولي به دعوت مرجان جون (دعوت كيلو چنده؟ خودم زورش كردم كه دعوتم كنه) بازيم و مي خوام اعتراف كنم چون اعتراف كردني زياد دارم:

_ از بچگي شروع مي كنم. اون زمانا كه زياد بزرگ نبودم، با راهنمايي خاله ام (كه هميشه به اينجور راهنمايياش گوش مي دادم) و در كمال سنگدلي به يك سري از مشتريهاي بابام و بعضي آشنايان گفتم كه بابام پشت مغازه ش يك نفر رو كشته و كرده تو گوني‌.

_ يك كم كه بزرگتر شدم (فقط يك كم) با راهنمايي بابام (كه باز هم من هميشه پذيراي اينگونه پيشنهادات بوده ام) و در خونه ي مامان بزرگِ مامانم، يك مارمولك رو از ديوار گرفتم و با اون دنبال خاله ها و مامانم كردم. جاتون خالي! بنفش ترين جيغ هاي عمرم رو شنيدم.

_ فقط يك كم بزرگتر شده بودم ور در يكي از سفرهامون به شمال، به اصرار من برامون سه تا جوجه خريدن. منظور از برامون، براي من و پسرخاله هامه. من هم يكبار كه دنبال جوجه ي پسرخاله ام مي دويدم، پام رفت روشو و اون بنده خدا هم ابتدا چلاق (املاش درسته؟) شد و بعد مرد و من صداشو در نياوردم و گفتم كه خودش جوجه شو كشته. بچه س ديگه!

_ ديگه يك كم بيشتر بزرگ شده بودم و راهنمايي بودم كه سرويسمون خيلي زود ميومد دنبالمون و ما هميشه زودتر از همه تو مدرسه بوديم و همه ي چراغها خاموش بود. يك روز كه با همين وضعيت رسيديم مدرسه، من به بچه ها پيشنهاد دادم (درست اينه كه زورشون كردم) كه چراغها رو روشن نكنن و سپس به همراه يه سري از بچه ها كه هميشه با هم بوديم (مثل همين سميراي خودمون) رفتيم تو كلاس سوم راهنمايي ها. بقيه ي بچه ها رفتن ته كلاس نشستن و من جلوي در كلاس وايسادم و كلاهمو كشيدم تو صورتم. وقتي سرويس بعدي اومد و يكي از بچه هاي سوم درو باز كرد، نور جا سويچيمو انداختم تو صورتش و گفتم: "تو كي هستي؟" بدبخت اول يك سري جيغ زد و بعدش هم گريه كرد و ..... ناظم و .....

_ تو رو خدا اينم بخونين. آخريشه. راست ميگم. همون سال يكي از دوستام كه االآن جاش بينمون خيلي خاليه يه دونه از اين چاقو ها آورد كه سرش فنره و وقتي فشارش مي دي، مي ره تو. اون سال كنار مدرسمون داشتن يه ساختمون جديد اضافه مي كردن. باهاش رفتم اونجا و دوست صميمي مو صدا كردم. اول يه سري فيلم بازي كرديم و بعد هم فيگور گرفتيم و چاقو رو مثلا زديم تو دل اون دوستم كه صداش كرده بوديم. اون بيچاره رو مي گي؟ اول يه مدت نفهميد چي شده بعدش هم كه فهميد، يه كم گريه كرد و تا سه، چهار روز باهام قهر بود.

قبوله، قبوله. ديگه نمي نويسم ولي در راستاي همين اعترافات به عرض مائده جان برسانم كه اوني كه هي تو سايت از پشت موهاتو مي كشيد، من بودم. نه نيلوفر!

خوب من هم سميرا و مائده و سارا و از همه مهمتر مامان فري رو به اعتراف دعوت مي كنم.

حتي اگر بميرم پيروزم.سبا    

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

- بچه که بودم اول می خواستم دکتر عمومی شم بعد می خواستم معلم شم بعد دندون پزشک بعد مهندس عمران و حالا عاشق زنتیکم ! - اعتراف می کنم که خیلی ساده ام البته در یه سری مسائل خاص !!!!!!! - اعراف می کنم از صدای شجریان اصلا خوشم نمیاد! - اعتراف می کنم گاهی از لوس بازی هام حالم بهم می خوره ! - اعتراف می کنم خیلی به مامانم وابسته ام و بهترین دوست و مشاورم هست ! - اعتراف می کنم از سوسک می ترسم همچنین از مارمولک ! - اعتراف می کنم بیشترین استفاده از گوش و چشمم رو با بیشترین دقت ممکن در عمرم در دیدن برنامه ی کوله پشتی 84 به کار بردم

سارا

- اعتراف می کنم با دیدن بعضی نقشایی های فرشچیان چنان حالی به حالی می شم که تا چن دقیقه اصلا حالیم نمی شه دور و برم چی می گذره ! - اعتراف می کنم پر سوز ترین صدایی که شنیدم صدای رضا صادقی بوده و گاهی حتی بدون توجه به متن شعرهاش گریم می گیره - اعتراف می کنم از برخی چهره ها خوشم میاد و به نظرم خیلی خیلی خیلی قشنگن در صورتی که دیگران اصلا به این معتقد نیستند - اعتراف می کنم تو عمرم ضایع کن تر از سمیرا – وحشتناک تر از سبا ندیدم - اعتراف می کنم گاهی خیلی احساساتم فوارن می کنه بعضی شبا نمی زاره بخوابم و با دیدن صحنه های که دیگه

white

! چه مخ تعطیلی دارید شما :/ اوف حسابی کج و مورج کردی لب و لوچچه ی منو

مهدی

سلام خيلی قشنگ بنام شقایق همیشه عاشق تقدیم به (عشق ها وآرزوها) تقدیم به(امیدوانتظارها) تقدیم به آنها که سخترین عذابهارومیگشند تقدیم به آنهایی که چون اقیانوس ظاهری آرام و باطنی شوریده دارند تقدیم به مهرومحبت معشوق که در راه عشق جان نثار کردن را میپذیرند تقديم به تو يه سرم به من بزن بابای

آراد

سلام دوست عزيز اعترافات جالبي بود / چه کارها که نکردی/ تازه حتما اينها چيزهايی بوده که می تونستی بنويسی و کلی حرف های ناگفته داری/ موفق باشی ايام سوگواری ابا عبدالله را به تو تسليت عرض می کنم.

پانتی

سلام سبايی!! تو هم مثل اهالی وبلاگستان، همچنان درگیر امتحانی هنوز؟ پس چرا نمیای آپ کنی دخمل طلاااا. شاد باشی همیشه عزیزم

elham

salam saba joon kheiil bahala boodan vaghean kheili mahi che karaye ghashnagi kardy az karat kheili khosham oomad ey vl a hame bhal taramkelsae sevomo marmoolakebood movafagh bashi(2ktor shi byeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

زهرا

يه چيزي بگم؟!! سلام پيو ...من كي باهات قهر كردم به خاطر اون موضوع فقط باهات حرف نمي زدم. تازه خانوم خانوما كه فقط جاي مژگان خاليه ديگه نه؟ حالتو مي گيرم... وايستا يه بار كه نمي دونم كيه ميام مدرسه حالتو مي گيرم خوشگل(يه وقت به خودت نگيريا...جلوي آينه بودم) راستي يه جايزه پيش من داري. اگه مي خواي بدوني چيه باهام تماس بگير...۵۵۷.

شکوفه

من هم موافقم. گنجو خيلی خوبه.خوب اونم خسته ميشه بعضی وقتا همه جا رو تميز نمی کنه. اين که نشد دليل بديش