سلام

ببخشيد دير كردم قرار بود درباره ي خودم بنويسم ولي در همان لحظه ي فرستادن كارت اينترنتم تمام شد و بعد او اون هم شكستگي پا و....

درباره ي من:

من سبا مختاري فرزند حسن با شماره شناسنامه ي-------- صادره از شميران متولد 25/3/71 هستم و از تمامي وبلاگداراني كه مي شناسم كوچكترم. ولي بشين حالا ....

فرزند اول خانواده ام و تا ده سال هم يكي يكدانه بودم تا اينكه خواهرم آيسا به دنيا آمد و من را غرق شادي كرد.

به توصيف مادرم ( راست يا دروغ پاي خودش ) در دوره ي پنج ساله ي اول زندگي ام مثل يك جانور شلوغ بودم ( يك تخم مرغ اين سوي ديوار يك تخم مرغ سوي ديگر و يك لگد زير سطل آشغال ) در واقع سبا = زلزله.

از وقتي كه به مدرسه رفتم نمره هايم بيست بود هميشه بيست تا پنجم ابتدايي و تقريبا از همان اول هدفم براي درس خواندن قبول شدن و راه پيدا كردن به مدرسه ي استعدادهاي درخشان يا همان تيزهوشان خودمان بود. مادرم از همان اول به قول خودش مرا دكتر آينده مي ديد يعنی می خواست که باشم.

خدا را شكر همان شدم كه مادرم مي خواست ( دكتر نه ها ) تيز هوشان قبول شدم .

سال اول راهنمايي را هم شاگرد اول شدم ولي در مدرسه اي كه در اول راهنمايي درسهاي اول دبيرستان را مي خواني و در تاريخ اين مدرسه حتي يك معدل بيست پيدا نمي شود مادر و پدر من معدل بيست مي خواستند و به معدل 67/19 راضي نبودند و با پروژه ی تحقيقاتي من هم كه گياهان داروويي بود مشكل داشتند. دو ماه اول سال دوم راهنمايي را هم به همان خر خواني گذراندم تا اينكه جو عوض شد و از آن خر خواني در آمدم و مادرم هر روز بيشتر از ديروز ( صا ايران ) به من غر و نق مي زد كه بچه درست را بخوان ولي با همان درس نخواني شاگرد اول شدم ولي ... با معدل ... شرمنده... 34/19 . بعد از آن معدل كذايي حس درس خواندن رفت و حتي برتر شدن پروژه ی هیپنوتيزم من مرا خوشحال نكرد و حالا هم كه با امتحانات ترم دوم سر مي كنم.

شما بكيد حق ندارم از درس متنفر شوم؟

راستی کسانی که مرا می شناسيد من اندازه ی سنم به نظر می آيم؟

 با تشکر از تمامی دوستانی که در نبود کوتاه ( آره جون عمم ) من اينقدر به من سر زدن.01.gif

thanks a lot for you 

/ 3 نظر / 3 بازدید
سالار

سلام سبا جان. مرسی که به من سر زدی . من منظورم اين نيست که همه کانديدا بدن نه ولی اينکه هر کی رو بخوان رد صلاحيت کنن هر کی رو بخوان تائئد کنن اين قابل قبول نيست . خاتمی از اينا خيلی بهتر بود ولی همون کاری رو که با خاتمی کردن و به راحتی ساکتش کردن رو با معين هم ميتونن بکنن. مطمئن باش .چرا بايد تو همچين مثلا انتخاباتی رای داد؟ به هر حال اينکه رای بديم يا نديم يه چيز شخصيه مهم هدف ماست که داشتن ايرانی واقعيه که هر کی به روش خودش در اين راه داره قدم بر ميداره . در ضمن شمت کوچکترين وبلاگ نويسی هستی که من تا حالا ديدم اميدوترم موفق باشی هميشه در ضمن يه نظر هم داشتم فونت انتخابيت جالب نيست و با عث ميشه که زود چشم رو خسته کنه. ۲ نکته هم تو وبلاگ نويسی خيلی مهمه يکه پر محتوا بودن و ديگری آپديت کردن منظم . موفق باشی بازم ميام

mahan

به به به سبا خانوم عزیز سلام . خوشحالم که دوباره برگشتی اما برای پات ناراحت شدم. امیدوارم زیاد شدید و جدی نباشه... آخه دختر پات و چرا شکوندی.... اما در مورد سوالت باید بگم بیشتر از اونی که هستی نشون میدی (با حرفات)! درمورد درست هم بگم که فعلا بی خیال این حرفاشو و درستو بخون بعد از امتحانات خودم یه عالمه برات از علل متنفر شدنت از درس برات می نویسم... راستی میل منو خوندی؟ مرسی که بهم سر زدی. فونتت روهم حتما عوض کن چشمم دراومد... راستی از شرک عکس نداری بذاری یا برام بفرستی؟و سالار هم راست میگه با تمام حرفاش موافقم... پیشاپیش تولدت رو بهت تبریک میگم (خانم دکتر آینده) امیدوارم هزار سال زیر سایه پدر و مادرت با دل خوش زندگی کنی... آپم و منتظر فعلا

سالار

به نظر من خيلی خوبه که از الان وبلاگ نويسی ميکنی و گفتن سنت اشتباه نبوده